میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

میوه دل

اولین مسافرت شاه پسرم

1391/1/30 0:26
نویسنده : مامان سمیرا
216 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به روی ماه و زیبات که مامانی رو دیوونه کرده

بلاخره بعد از این همه مدت اومدم تا خاطرات این مدت رو برات بنویسم . جونم برات بگه که روز 29 اسفند پارسال بود که من و شما و بابایی با خانواده خاله سارا و مامان جون و آقاجون به قصد سفر یا علی گفتیم و حرکت کردیم . شب اول راور کرمان بودیم و برای سال تحویل توی یه پارک تو کرمان بودیم و بعد از سال تحویل که اولین سال تحویل شما بود بعد از گرفتن عیدی از خاله و مامان جون و آقاجون به سمت قشم راه افتادیم . شما هم چون عادت داشتی تو ماشین بخوابی تو راه همش خواب بودی . شب به اسکله رسیدیم و سوار لنج شدیم و چون شما خواب بودی نتونستی دریا رو ببینی پس در نتیجه هیچگونه عکسی از آن شب در دسترس نیست .

از صبح روز بعد بود که گردش شروع شد و چون کالسکه ات رو برده بودیم شما تو کالسکه می نشستی و کروک رو هم می کشیدی و کلی ذوق میکردی که از صبح تا ظهر و از عصر تا شب همش در حال گردشی هر وقت هم که جناب شاهزاده تشنه می شد بابایی زودی براش آبمیوه می خرید و شما هم همشو تا ته می خوردی . خلاصه جوری شده بودی که صبح بعد صبحانه سر و صدا میکردی که یعنی ( زود باشین ببریدم گردش )

خلاصه در راه برگشت به شیراز رفتیم و شما برای اولین بار آرامگاه سعدی و حافظ ، باغ دلگشا ، ارگ کریم خان ، تخت جمشید ، شاهچراغ ، نقش رستم و ..... کلی جاهای دیگه رو دیدی و کلی عکس گرفتی که در اولین فرصت همش رو برات میذارم تو وبت .

بعد از شیراز به یزد رفتیم و کلی شیرینی یزدی خریدیم که شما با اشتهای کامل اونا رو نوش جان میکردی .

خلاصه شب 12 فروردین به خونه رسیدیم و واسه روز سیزده بدر هم با خانواده بابایی رفتیم سر زمینهای بابا حسین ات که عکساتو حتما تو وب خواهم گذاشت .

                                    

دلبر کوچولوی من دوستت دارم به تعداد نفسهایی که کشیدم و خواهم کشید

عاشقانه می پرستمت . یه دنیا بووووووووس رو گونه های مخملیت www.smilehaa.org

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد